تبليغاتX
زیست شناسی دانشگاه گیلان

داده هاي ژنتيكي نشان داده اند كه يك پروتئين مي تواند كليدي براي ميزان تلفات  آنفلوانزاي همه گير باشد.

مترجم: فروغ حمیدی راد

ویرایش- بازسازی و عکس از: پرهام جبارزاده

 اين گروه نزديك به 170 نوع از آنفلوانزاي مرغي را رمزگشايي كردند. اين مطالعه نشان داد كه در يك پروتئين خاص ناحيه اي وجود دارد  كه به ويروس H5N1 براي نابود كردن ميزبان كمك مي كند. اپيدمي آنفلوانزاي انساني از ويروس آنفلوانزاي مرغي مورد توجه همه است و ويروس شناسان از دانستن اينكه چرا بعضي از ويروسهاي شناخته شده خطرناكتر از بقيه هستند، نا اميد شده اند. كد ژنتيكي اين ويروسها راز هايي را در خود پنهان دارد بطوريكه تا بحال دانشمندان تنها تعداد كمي از توالي ژنهاي آنفلوانزا را بدست آورده اند. اكنون Clayton navae از محققان بيمارستان در ممفيس، تنسي ايالات متحده ، و همكارانش اطلاعات ما را از ويروس آنفلوانزاي مرغي دو برابر نمودند. اين تيم از يك بانك داراي حدود 7000 نمونه ي ويروسي از اردكها،  مرغهاي خانگي و بقيه پرندگان از سراسر جهان استفاده كردند. اين نمونه ها در طي سي سال گذشته توسط Robert Webster يك محقق در زمينه ي بيماريهاي واگيردار در بيمارستان St jude  جمع آوري شده بودند.

اين تيم كد ژنها را از 169 ژن كامل ويروس آنفلوانزا و تعداد زيادي از توالي هاي خاص واقع در ميان آنها نتيجه گيري كردند و نتيجه تحقيق خود را در نشريه ساينس بچاپ رسانيدند. آنها هر توالي را با توالي ديگر و با توالي هاي تعيين شده قبلي مقايسه كردند و اطلاعاتي بدست آوردند كه چرا بعضي از اين ويروس ها از بقيه بيماري زا ترند. محققان نشان دادند كه كليد بيماريزايي بيشتر H5N1  به پروتئين  NS1 بر مي گردد كه مانع فعاليت هاي ضد ويروسي ، گرديده لذا باعث ايجاد عواقب وخيم در ميزبان مي گردد. اين پروتئين توانست توضيح بدهد كه چرا بعضي از ويروسها براي بشر خطرناكتر هستند. پروتئين NS1 به داشتن يك ويژگي در ويروس آنفلوانزاي مرغي منجر مي شود كه يك نوع متفاوت با اغلب ويروسهاي آنفلوانزاي انساني است.

توانايي اتصال ويروس

اين تيم نشان داد كه آنفلوآنزاي مرغي H5N1 كه بين سال هاي 1997 و 2004 باعث مبتلا شدن اسيايي ها گرديده است شكلي از پروتئين پرنده اي NS1 را داراست.  انفلوآنزاي 1918 همين پروتئين را ولي از نوع منحصربفردش را داشت . پروتئين پرنده يك تشابه غيرعادي داشت. با وجود مقابله با اين ويروسها اييدمي در انسان در سالهاي 1957 و 1968 افراد زيادي را مبتلا كرد. اين گروه اضافه كرد كه NS1 پرندگان مي تواند به 30 پروتئين در انسان بپيوندند، در صورتي كه آنفلوآنزاي انساني تنها به تعداد معدودي پروتئين مي پيوندد.

مقصود محققان اين است كه اين موضوع به وارد شدن ويروسها و پروتئين هايشان و نهايتا آسيب سلولها كمك مي كند. 11 پروتئين شناخته شده در ويروسهاي آنفلوانزا وجود دارد. در مطالعات پيشين  H5N1 پروتئين هاي  هماگلوتينين و نويرامينيداز كه بر روي سطح ويروس قرار دارند مطالعه شده اند و فعاليت بيماري زايي اين ويروس مستقيماً به اين دو پروتئين نسبت داده مي شود. ولي محققين نشان دادند كه پروتئين هاي ديگري همچون NS1 نيز نقش مهمي در بيماري زايي ويروس ايفا مي كنند.  

شجره نامه:

محققان يك راه آسانتر براي مقايسه كردن ويروس آنفلوانزاي مرغي با بقيه كشف كردند. يك روش وجود دارد: "پروتئوتايپينگ".

آنها به جاي مقايسه كردن اطلاعات بدست آمده از ژنها، اين اطلاعات را در مورد پروتئينها به كار بردند و سپس در طبقه بندي ويروسها در يك درخت تكاملي استفاده شدند. با اين كمكها، محققان خطرناك بودن اين ويروس براي انسان را ثابت كردند. Osterhaus مي گويد: اين روش جديد پروتئوتايپينگ خيلي قدرتمند است. اين مطالعات سئوالات برجسته را در مورد جريان ظاهر شدن H5N1 جواب نمي دهد:

آيا ويروسها توانايي جهش آسانتر بين افراد را بدست خواهند آورد؟

منبع:

 Obenauer J.C., et al. Science10.1126 /science.1121586 (2006). 

 

22 بهمن 1384

+ نوشته شده توسط انجمن علمی زیست شناسی در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت 11:32 |
گروه دانش و فناوري- مريم جعفراقدمي: خيلي از ما فكر مي كنيم زنبورها همه شبيه هم هستند. احتمالا ما نمي توانيم تفاوت هاي آن ها را تشخيص دهيم. اما زنبورها اين طور فكر نمي كنند و ما برايشان يك شكل نيستيم. تحقيقات جديد نشان داده اند زنبورهاي عسل كه فقط يك صدم درصد انسان سلول عصبي دارند، مي توانند چهره آدم ها را بشناسند و به خاطر بياورند.
010377.jpg
تشخيص چهره براي انسان يكي از فعاليت هاي مهم مغز در زندگي روزمره است. وقتي به صورت اشخاص ديگر نگاه مي كنيم، منطقه اي از مغز به نام قشر دوكي شكل فعال مي شود. سوال اين است كه آيا حيوانات هم بدون داشتن چنين قسمتي در مغز يا دستگاه عصبي شان مي توانند چهره ها را از هم تشخيص دهند؟ براي مثال در مورد زنبورهاي عسل اين يك نياز حياتي است كه تفاوت بين گل هاي مختلف را تشخيص دهند. براي همين آدرين داير از دانشگاه كمبريج به دنبال جواب اين سوال است كه آيا توانايي زنبورها در تشخيص گل  ها را مي توان به جنبه هاي ديگر هم تعميم داد؟ مثلا توانايي در تشخيص چهره انسان ها يا ديگر حيوانات.
آدرين داير و همكارانش به دنبال جواب اين سوال آزمايش هايي براي زنبورهاي عسل طراحي كردند. در اين آزمايش عكس چهار آدم مختلف را روي ديوار چسباندند و با جايزه دادن محلول ساكاروز آن ها را ترغيب كردند كه به چهره موردنظر كه هدف آزمايش بود نزديك شوند. در طول آزمايش مدام جاي چهره هدف را عوض مي كردند و زنبورها باز هم آن را تشخيص مي دادند. حتي با بيرون بردن محلول ساكاروز زنبور ها در ۹۰ درصد موارد به هدف نزديك مي شدند. آزمايش هاي اين گروه نشان مي دهد كه زنبورها مي توانند چهره موردنظر را در حافظه خود ثبت كنند و بعدها آن را به ياد بياورند. براي مثال دو روز بعد از آزمايش همان زنبورها دوباره همان چهره موردنظر را انتخاب مي كردند.
داير مي گويد نتايج آزمايش هايشان اين تصور را زير سوال مي برد كه براي يادآوري صورت افراد منطقه خاصي از مغز لازم است. ممكن است ويژگي هايي شبيه حافظه در انسان به مغز پيچيده پستانداران نسبت داده شود، اما قبل از اين كه كسي سراغ ديگر گونه هاي حيات مثل زنبورعسل نرود، نمي تواند ادعا كند كه مغزهاي ساده نمي توانند اين كارها را انجام دهند.
مايكل تار نوروساينتيست دانشگاه براون مي گويد اين تحقيق نشان مي دهد زنبورها باهوش تر از آن هستند كه ما فكر مي كنيم. اما هنوز معلوم نيست كه سازوكار اين عمل زنبورها چگونه است. براي همين مايكل تار ادعا مي كند اگر آن ها در آزمايش هايشان به جاي چهره انسان از سيب زميني هم استفاده مي كردند همين نتايج را به دست مي آوردند. در واقع زنبورها به دنبال پيدا كردن ساكاروز هستند و به نظر مي رسد تشخيص چهره اي در كار نيست. اما نظر مايكل تار بيش از حد ترديدآميز است و تيم دانشگاه كمبريج فكر مي كنند آزمايش هايشان يك چيزهايي را در مورد زنبورها ثابت مي كند.
كسان ديگري هم هستند كه نتيجه آزمايش زنبورها را قبول دارند. براي مثال جيمز گولد رفتارشناس جانوران كه تحقيقات زيادي برروي زنبورها و چگونگي تشخيص گل ها انجام داده است به تحقيقات گروه آدرين داير خوشبين است. او مي گويد همان طور كه انسان ها به دنبال تغييرات تكاملي توانايي تشخيص صورت افراد را پيدا كرده اند، زنبورها هم همين طور هستند. زنبورها هم مي توانند شكل ها و الگوهاي متفاوت را از هم تشخيص دهند. تنها فرقش اين است كه براي زنبورها چهره انسان مثل يك گل بزرگ و عجيب است.
منبع: NewScientist.com
+ نوشته شده توسط انجمن علمی زیست شناسی در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت 1:17 |
ايرنا: محققان در تازه ترين بررسي هاي خود دريافته اند كه همه مرگهايي كه در حين خواب رخ مي دهند، ناشي از ايست قلبي نيست بلكه در مواردي قطع تنفس باعث اين پديده مي شود. به نوشته نشريه «نيچر عصب شناسي» گروهي از محققان نوعي ماده سمي را كه مستقيما روي سلولهاي عصبي تاثير مي گذارد به درون بخش كوچكي از مغز (غده پري- بوتزينگر) شماري از موش ها تزريق كردند. اين ناحيه نقشي اساسي در تنظيم تنفس ايفا مي كند. موشها پس از چند روز دچار ناراحتي هاي تنفسي شدند. اين ناراحتي ها ابتدا در جريان خواب عميق (اي.آر.ام) ظاهر شد و سپس دوره خواب سبك اين جانوران نيز بسط يافت و دست آخر حتي در هنگام بيداري نيز برايشان مشكل ساز شد. وقفه در ضرباهنگ تنفس اين جانوران بخصوص در ميان موش هاي مسن تر با سرعت بيشتري بسط پيدا كرد و بر دامنه و تواتر آن افزوده شد. به موازات اين امر سلول هاي عصبي ناحيه تزريق شده نيز بيشتر و بيشتر دچار زوال و فساد شدند.
 


از بين  رفتن سلولهاي عصبي در اين ناحيه (به واسطه امراضي كه در سنين بالا عارض مي شود) موجب مي شود تا قطع تنفس در هنگام خواب براي اين قبيل افراد شديدتر شود تا آنكه بالاخره زماني فرا رسد كه بدن نتواند در حين وقفه طولاني در زمان قطع تنفس، خود را از اين حالت بيرون آورد. به اين ترتيب شخص در حالي كه بقيه اعضايش هنوز سرگرم كار هستند، از پاي در مي آيد.
+ نوشته شده توسط انجمن علمی زیست شناسی در دوشنبه هفدهم بهمن 1384 و ساعت 12:0 |
گروه دانش و فناوري-صدف كوهكن :اگر بنا به دلايلي احساس مي كنيد كه به دفعات مكرر و فوري نياز به دفع ادرار داريد با خوردن چاي و قهوه آن را تشديد كنيد. زياد بودن دفعات ادرار و مقدار ادرار و احساس نياز فوري به دفع ادرار به دليل  مدر بودن قهوه و يا چاي نيست، بلكه در تحقيقات انجام شده در بيمارستان سنت جورج لندن مشخص گرديد كه دليل آن كافئين قهوه است. زيرا كافئين به مثانه فشار مي آورد و باعث مي شود عضلات اطراف مثانه منقبض شوند و نياز به دفع فوري ادرار احساس شود.محققان در يك بررسي ۲۰ زن را كه به طور مكرر احساس دفع فوري ادرار داشتند و ۱۰ زن سالم ديگر را به عنوان شاهد آزمايش مورد بررسي قرار دادند.
در اين آزمايش به همه آنها ۲۰۰ ميلي گرم كافئين داده شد يعني مقداري كه در ۳-۲ فنجان قهوه ضعيف وجود دارد و مشاهده شد كه ظرف ۳۰ دقيقه پس از خوردن كافئين مثانه تمام زناني كه ناراحتي تكرر ادرار داشتند پر شده بود و فشار انقباض مثانه زناني كه مبتلا به بيماري بودند دو برابر شديدتر و قوي تر از مثانه زنان سالم بود و كافئين از اين جهت اثري در مثانه زنان سالم نگذارده بود.
+ نوشته شده توسط انجمن علمی زیست شناسی در سه شنبه چهارم بهمن 1384 و ساعت 11:18 |


Powered By
BLOGFA.COM


به وبلاگ زيست شناسي دانشگاه گيلان خوش آمديد