تبليغاتX
زیست شناسی دانشگاه گیلان
در بلندای شبی تار، بر فراز کوه، همچو آرش، تیر دانایی، بر چله ی علم نهادی،....آذرخشی بود و صبح آغاز شد.. همنورد روشنایی ام در سیاهی شب! صبحت گرامی باد. روز دانشجو خیلی خوب تموم شد. با وجود اینکه همه خسته شده بودیم اما دیدن لبخند و رضایت بر چهره ی بقیه ی افراد به همشون می ارزید. نمایشگاه عکس و نقاشی هم در آلاچیق های دانشکده علوم و به مناسبت 16 آذر برپا بود.دانشجو ها کلی استقبال کردند، دانشگاه یه جو دیگه ای داشت. سعی میکنم عکسها رو تو وبلاگ بذارم. .......... و برای هفته ی پژوهش{19-25آذرماه} روز شنبه سمینارو روز یکشنبه بازدید از آزمایشگاه {open day} است.تشریف بیارین. ساعت برگزاری سمینار: ساعت1تا2 بعذاز ظهر موفق باشید و پویا!
+ نوشته شده توسط انجمن علمی زیست شناسی در پنجشنبه هفدهم آذر 1384 و ساعت 11:45 |
در افسانه های یونان باستان چنین آمده: پسری از عالم رویاها، رویایی و روحانی خواهد آمد.نارسیسوس روح انگیز به عالم دنیایی پا نهاد. چشمان مبهوت عالمیان از گشودن در محراب چشمان نرگس گون نارسیس تهی بود. چشمان شکوهمند نارسیس نیز از تاب تجسم زیبایی و شکوه خویش تهی بود. بی گمان اگر کس به او می نگریست، این گردون خاکی از خاکیان تهی می گشت. نارسیس تشنه بود، تشنه ی آب، تشنه ی جوشش آب. یا شاید تشنه ی رویش خویش. سرنوشت، سرچشمه ای را برای نیش ...و آرامش ابدیش برگزید. نارسیس تا آنجا خویش را در آب نظاره کرد که محو گشت. هم محو خویش گشت و هم از نظر دگران محو. در حالیکه تا به آن روز هیچ دگری مجال محو او گشتن را نیافته بود. مرگ نارسیس، زایش نرگس بود. چه خوش بود کنار چشمه همانجا که نارسیس خشکید و محو گشت، نرگسی روئیده بود. سرافکنده و خودشیفته به مانند نارسیسوس، طلب دیدار خویش می کرد. روزها گذشت. مردمان در جستجوی نارسیس برآمدند. از آن آب مقدس همیشه پاک، تمنای وصف رخسارش کردند. غافل از آنکه آیینه ی آب در وسعت آیینه ی چشمان نارسیسوس شکوه زلال خویش ر ا نگریسته و یافته بود. و شاید این بود راز جوشش چشمه. چشمه ای که اگر نارسیسوس نظاره می کرد، بی گمان از آب تهی می گشت. آدمیان جویای نارسیسوس بودند و آب جویای خود در نرگس نارسیس . حسرت و افسوس . صدافسوس و ....

ر.س۸۲

+ نوشته شده توسط انجمن علمی زیست شناسی در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت 10:32 |


Powered By
BLOGFA.COM


به وبلاگ زيست شناسي دانشگاه گيلان خوش آمديد